پوشاک سنتی و قدیمی اهالی سردرود

همواره استفاده از پوشاک برای نوع بشر مطرح بوده است، بدان گونه که انسان‌ها همیشه سعی داشته‌اند به نوعی خود را از نگاه مستقیم همنوعان خود مستور نگهدارند، در این راستا نیز نوع پوشاک در تکامل زندگی بشری تکامل یافته و با توجه به شرایط اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و نوع باورهای دینی در میان اقوام و ادیان مختلف متفاوت بوده است. حتی در برهه‌هایی چگونگی رنگ و شکل آن به عنوان نماد و سمبل یک قوم و اندیشه سیاسی، اجتماعی مطرح بوده است. چه بسیار اقوامی که با شکل و رنگ لباس‌شان شناخته شده‌اند. امروزه نیز با وجود ارتباط نزدیک و تنکاتنگ جوامع بشری و ملل و امکان ارتباط به روز فرهنگ‌ها، نوع پوشاک یکی از نمادهای هویتی، دینی و اجتماعی مطرح است. در عرصه تک‌نگاری و فرهنگ مردم نیز پوشاک یکی از سرفصل‌های علم مردم‌شناسی محسوب می‌شود. نوع لباس و رنگ آن نشانگر موقعیت جغرافیایی یک منطقه و روحیات مردم آن می‌تواند باشد. مردم آذربایجان نیز با توجه به شرایط آب و هوایی، تنوع زیستی در طول قرون و سالیان گذشته پوشاک خاص خود را داشته‌اند که از ویژگی‌های مهم آن به سبب موقعیت سردسیری بودن منطقه ضخیم و حجیم بودن آنها بوده است. از جمله این پوشاک سنتی مردان که در سردرود نیز متداول و معمول بوده است عبارت بودند از کوئینک (پیراهنی بدون یقه، آستین‌دار)، جلیققا (جلیقه)، شلوار کتانی و نخی، بوزملی دون (کت بلندی شبیه به کت‌های دوره قاجار، نیم‌تنه بالای آن با دگمه بسته می‌شد ولی نیم‌تنه پایین آن گشاد و جلو باز بوده و در پشت چین داشت.)، استانبولین (روپوش مردانه بلند که از جلو باز شده دور یقه و دگمه‌های آن معمولا طلادوزی می‌شد.)، چاروق، بورک (کلاه)، دولاخ (پابندی از جنس پشم که ساق‌ها را می‌پوشاند.) و....

از پوشاک متداول قدیم بانوان سردرود می‌توان به آرخالیق (تن‌پوشی شبیه کت‌های مردانه امروزی بود، یقه کوتاهی داشت و معمولا از جنس مخمل یا ترمه تهیه می‌شد. این پوشاک زنانه و مردانه بود و نوع آن به نسبت تزئینات رویی آن تفاوت می‌کرد.)، تومان (شلواری که معمولا دمپایی آن را با انداختن کش در لیفه آن به مچ‌ها محکم می‌شد. همچنین به نوعی دامن بلند چین‌دار که تا روی پا می‌رسید نیز تومان می‌گفتند.)، شلته (دامن چین‌دار کوتاه که روی تومان می‌پوشیدند.)، چارقات (روسری سه گوش یا چهار گوش)، آلاچرشاب یا آلاچرشو (چادرهای زنانه چهارخان خشتی به رنگ سفید و سیاه مایل به سرمه‌ای که قسمت پایینی آن به دور کمر جمع می‌شد.) و... را نام برد.